توکه میبینی پس.......
می توانی تو به من
زندگانی بخشی
یا بگیری از من
آنچه را می بخشی
چقدر آدما تنهان و خبر ندارن ..!!
خدایا فقط توهستی

شکرت!!!!
خسته ام ز مردمي که نامشان عروسکي است
مردمي که لحن هر کلامشان عروسکي است
کوک مي شود زمان نام و عشق و خوابشان
کفتر نشسته روي بامشان عروسکي است
من به نام اينه قسم نمي خورم ولي
چهره هاي روشن نقابشان عروسکي است
مردمي که اختراع دستشان عروسک است
زندگي و کوشش و سلامشان عروسکي است
خدا مارو برای هم نمیخواست فقط میخواست همو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی ما مال مانیست فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم
تموم لحظه های این تب تلخ خدا از حسرت ما باخبر بود
خودش مارو برای هم نمی خواست خودت دیدی دعامون بی اثر بود
چه سخته مال هم باشیم و بی هم میبینم میری و میبینی میرم
تو وقتی هستی اما دوری ازمن نه میشه زنده باشم نه بمیرم
نمیگم دلخور از تقدیرم اما تو میدونی چقدر دلگیره این عشق!!!!!!!!!!!
فقط چون دیر باید میرسیدیم داره رو دست ما میمیره این عشق
تموم لحظه های این تب تلخ خدا از حسرت ما باخبر بود
خودش مارو برای هم نمی خواست خودت دیدی دعامون بی اثر بود

اینجا دل پاره میپسندند!!!!!!
شرمنده اگه تو این مدت درست وحسابی آپ نکردم
ازهمتون ممنون به خاطر نظرها و همدردیتون
امیدوارم بتونم وبلاگمو بهتر ازقبل کنم![]()
همیشه از ۳ ۴ روز قبل عید ذوق داشتم واسه چیدن سفره و....
اما امسال سفره ای نیست
ذوق و حوصله ای نیست
عیدی نیست
چون دیگه پدربزرگی نیست
خدایا
چقدر زود!!!!!!!!
چقدر زود دیرمیشه!!!!!!!
چقدر از دست دادن عزیزا و رفتنشون سخته
چقدر دلم گرفته گریه هم دردی رو دوا نمی کنه
فکر میکردم داره بهار میشه ولی انگاردیگه زمستون رفتنی نیست
ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
چی بگم که به قول مادربزرگم یه کسی این کارو کرده که هیچی هم نمیشه گفت!!!!.....
ز روی تست عید آثار ما را
مولوی
آری نمیتوان زپی عمر رفته رفت!!!!!!!!!!!

من آرومم تو تنهایی حقیقت داره دلتنگی
هنوزم میشه عاشق شد ؟؟؟؟!!!!
هنوزم حال من خوبه
ببین دنیا پر ازرنگه هنوزم عشق محبوبه؟؟
من خیلی خیلی شرمندم به خاطر اینکه اینقدر دیر آپ میکنم
کامپیوتره و هزار بدبختی
امیدوارم زود بتونم جبران کنم
بازم ممنون وشرمنده![]()
میخوام وقتی میگم تنهام بخندم؟؟!!!

دفتر خاطراتمو هرشب ورق میزنم
اسم تو توهر صفحه شه
میبینم و میشکنم
هرکی میپرسه حالمو میگم همه چیز عالیه!؟
هیشکی نمیدونه چقدر جای تو اینجا خالیه!!!!!!!!!!!!
از آدمای مهربون!!!!!

كاروان كربلا
|
شيعيان ديگر هواي نينوا دارد حسين روي دل با کاروان کربلا داردحسين مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسين بيش از اينها حرمت کوي منا دارد حسين اشک و آه عالمي هم در قفا دارد حسين کس نميداند عروسي يا عزا دارد حسين تا بجائي که کفن از بوريا دارد حسين ورنه اين بيحرمتيها کي روا دارد حسين چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسين مينمايد خود که عهدي با خدا دارد حسين خون به دل از کوفيان بيوفا دارد حسين با کدامين سر کند مشکل دو تا دارد حسين هر زمان از ما يکي صورت نما دارد حسين عزت و آزادگي بين تا کجا دارد حسين داوري بين با چه قومي بيحيا دارد حسين دل تماشا کن چه رنگين سينما دارد حسين گوش کن عالم پراز شور و نواداردحسين با دم خنجر نگاهي آشنا دارد حسين جاي نفرين هم بلب ديدم دعا دارد حسين کاندرين گوشه عزايي بيريا داردحسين |
|
نام شاعر:شهريار |
ورنه اين دنيا که ما ديديم خنديدن نداشت
بي وفايي کن وفايت مي کنند باوفا باشي جفايت مي کنند
مهرباني گر چه آيبيني خوشست مهربان باشي رهايت مي کنند
آخرين شب گرم رفتن ديدمش
لحظه هاي واپسين ديدار بود
او به رفتن بودو من در اضطراب
ديده ام گريان دلم بيمار بود
گفتمش:از گريه لبريزم ، مرو
!گفت : جانا ناگزيرم ناگزير
گفتم : اورا لحظه اي ديگر بمان
!گفت: مي خواهم ، ولي دير است دير
!در نگاهش خيره ماندم ، بي اميد
سر نهادم غم زده بر دوش او
بوسه هاي گريه آلودم نشست
بر رخ وبرلاله هاي گوش او
.ناگهان آهي كشيد وگفت :واي
!زندگي زيباست گاهي ،گاه زشت
گريه رابس كن مرا آتش مزن
نا گزيرم از قبول سرنوشت
.شعله زد در من چو ديدم موج اشك
برق زد در مستي چشمان او
اشك بي طاقت در آن هنگامه ريخت
قطره قطره از سر مژگان او
از سخن مانديم وبارمز نگاه
گفت: مي دانم
جدايي زود بودبا نگاه آخرينش بين ما
هاي هاي گريه ي بدرود بود
!"
مهدي سهيلي "این یه اتفاق ساده ست؟؟؟چرا دنبال جوابم؟؟؟
ham az sokoot gorizaan , ham az sedaa bizaar ! ~ chenin cheraa deltangam ?! chenin cheraa bizaar ?! ... ghadam zadam ! riehaayam shod az havaa labriz ~ ghadam zadam ! riehaayam shod az havaa bizaar ! ... agarche migozarim az kenaare ham aaraam ~ shoma ze man motenaffer ! man az shomaa bizaar؟؟؟؟ !
yeki bood yeki nabood, oon ke bood to boodio oon ke too ghalbe to nabood man boodam yeki dasht yeki nadasht, oon ke dasht to boodio oon ke joz to kasi ro nadasht man boodam yeki khast yeki nakhast, oon ke khast to boodio oon ke nakhast az to joda beshe man boodam .yeki goft yeki nagoft .oon ke dooset daram ro be hich kas joz to nagoft man boodam .yeki raft yeki naraft, oon ke raft to bodio.........
هیچ کس تنهاییم را حس نکرد
وسعت تنهاییم را حس نکرد
درمیان خنده های تلخ من
گریه ی پنهانیم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود
لحظه ی پایانیم را حس نکرد
احساس میکنم هیچکس حرفمو نمیفهمه انگار تو یه شهری هستم که زبون من با بقیه فرق داره یه عالمه آدم دورو ورتن ولی انگار....برای همینم یاد دگرفتم سکوت کنم شاید اینجوری معلوم نشه که مثل اونا نیستم شاید اینجوری حالم بهتر بشه که( زهی خیال باطل)به هرحال فکر کنم اینطوری بهتر باشه
دلم خیلی گرفته خیییلیییی زیاد ازهمه چیزو همه کس ولی میدونین دلم به این خوشه که یه کسی هست که کمکم کنه یه کسی که همیشه باهامه از ته دل دعا میکنم که الهی هیچوقت نا امیدش نکنم ونیاد اون روزی که بخوام ازش نا امید بشم
خیلییی دوستش دارم .عشقه.
فقط هم خداست
خدایا کمک
هر کسی گمشده ای دارد و خدا نیز گمشده ای داشت .
هرکسی دوتاست ولی خدا یکی بود و یکی چگونه میتوان بود؟
درآغاز هیچ نبود .خدا بود و خدا تنها بود وبا نبودن چگونه میتوان بود؟
هر کسی گمشده ای دارد و خدا نیز گمشده ای داشت پس انسان را افرید
(دکتر شریعتی با اندکی تصرف و خیلی تلخیص از خودم)

