تبليغاتX
طلب عشق زهربی سروپایی نکنیم
 

بي وفايي کن وفايت مي کنند باوفا باشي جفايت مي کنند

مهرباني گر چه آيبيني خوشست مهربان باشي رهايت مي کنند

|+| نوشته شده توسط Saba در دوشنبه 1386/09/19  |
 دير است!!؟

آخرين شب گرم رفتن ديدمش

لحظه هاي واپسين ديدار بود

او به رفتن بودو من در اضطراب

ديده ام گريان دلم بيمار بود

گفتمش:از گريه لبريزم ، مرو !

گفت : جانا ناگزيرم ناگزير

گفتم : اورا لحظه اي ديگر بمان !

گفت: مي خواهم ، ولي دير است دير!

در نگاهش خيره ماندم ، بي اميد

سر نهادم غم زده بر دوش او

بوسه هاي گريه آلودم نشست

بر رخ وبرلاله هاي گوش او.

ناگهان آهي كشيد وگفت :واي!

زندگي زيباست گاهي ،گاه زشت

گريه رابس كن مرا آتش مزن

نا گزيرم از قبول سرنوشت.

شعله زد در من چو ديدم موج اشك

برق زد در مستي چشمان او

اشك بي طاقت در آن هنگامه ريخت

قطره قطره از سر مژگان او

از سخن مانديم وبارمز نگاه

گفت: مي دانم جدايي زود بود

با نگاه آخرينش بين ما

هاي هاي گريه ي بدرود بود!

"مهدي سهيلي "

|+| نوشته شده توسط Saba در دوشنبه 1386/09/19  |
 !!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالا من نه توی قصَه نه تو آرزو نه خوابم
این یه اتفاق ساده ست؟؟؟چرا دنبال جوابم؟؟؟
|+| نوشته شده توسط Saba در جمعه 1386/06/16  |
 

ham az sokoot gorizaan , ham az sedaa bizaar ! ~ chenin cheraa deltangam ?! chenin cheraa bizaar ?! ... ghadam zadam ! riehaayam shod az havaa labriz ~ ghadam zadam ! riehaayam shod az havaa bizaar ! ... agarche migozarim az kenaare ham aaraam ~ shoma ze man motenaffer ! man az shomaa bizaar؟؟؟؟ !

|+| نوشته شده توسط Saba در جمعه 1386/06/02  |
 !!!!!
نانوا هم جوش شیرین میزند ، بیچاره فرهاد
|+| نوشته شده توسط Saba در چهارشنبه 1386/05/10  |
 وفا
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن هم...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد !!!!!
|+| نوشته شده توسط Saba در چهارشنبه 1386/04/27  |
 یکی بود یکی نبود!!!

yeki bood yeki nabood, oon ke bood to boodio oon ke too ghalbe to nabood man boodam yeki dasht yeki nadasht, oon ke dasht to boodio oon ke joz to kasi ro nadasht man boodam yeki khast yeki nakhast, oon ke khast to boodio oon ke nakhast az to joda beshe man boodam .yeki goft yeki nagoft .oon ke dooset daram ro be hich kas joz to nagoft man boodam .yeki raft yeki naraft, oon ke raft to bodio.........

|+| نوشته شده توسط Saba در دوشنبه 1386/04/25  |
 دلتنگی!!!!
به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه
 
كن . كسي هست كه عاشقانه تو را مي نگرد و
 
منتظر توست . اشكهاي تو را پاك مي كند و دستهايت را
 
صميمانه مي فشارد . تو را دوست دارد فقط به
 
خاطر خودت . و اگر باور داشته باشي مي بيني ستاره ها
 
هم با تو حرف مي زنند . باور كن كه با او هرگز
 
تنها نيستي. فقط كافيست عاشقانه به آسمان نگاه كني.
|+| نوشته شده توسط Saba در سه شنبه 1386/04/19  |
 d:
konkoooram ke Tamooooooom shooooooooooooooodddddddddddddd
|+| نوشته شده توسط Saba در پنجشنبه 1386/04/14  |
 !!!!!
دوستای خوبم فقط ۶ روز مونده تا کنکور

برام دعا کنین plzzzzzzzzz

|+| نوشته شده توسط Saba در پنجشنبه 1386/03/31  |
 تنهایی

هیچ کس تنهاییم را حس نکرد

وسعت تنهاییم را حس نکرد

درمیان خنده های تلخ من

گریه ی پنهانیم را حس نکرد

در هجوم لحظه های بی کسی

درد بی کس ماندنم را حس نکرد

آن که با آغاز من مانوس بود

لحظه ی پایانیم را حس نکرد 

|+| نوشته شده توسط Saba در چهارشنبه 1386/03/09  |
 دل
میدونم تا حالا حتمآ شده دلتون بگیره ولی نمیدونم که تا حالا حال من رو داشتین یا نه

احساس میکنم هیچکس حرفمو نمیفهمه انگار تو یه شهری هستم که زبون من با بقیه فرق داره یه عالمه آدم دورو ورتن ولی انگار....برای همینم یاد دگرفتم سکوت کنم شاید اینجوری معلوم نشه که مثل اونا نیستم شاید اینجوری حالم بهتر بشه که( زهی خیال باطل)به هرحال فکر کنم اینطوری بهتر باشه

دلم خیلی گرفته خیییلیییی زیاد ازهمه چیزو همه کس ولی میدونین دلم به این خوشه که یه کسی هست که کمکم کنه یه کسی که همیشه باهامه از ته دل دعا میکنم که الهی هیچوقت نا امیدش نکنم ونیاد اون روزی که بخوام ازش نا امید بشم 

خیلییی دوستش دارم .عشقه.

فقط هم خداست

خدایا کمک

|+| نوشته شده توسط Saba در سه شنبه 1386/03/01  |
 خدا(عشششششششششششششق)
درآغاز هیچ نبود . کلمه بود و آن کلمه خدا بود

هر کسی گمشده ای دارد و خدا نیز گمشده ای داشت .

هرکسی دوتاست ولی خدا یکی بود و یکی چگونه میتوان بود؟

درآغاز هیچ نبود .خدا بود و خدا تنها بود وبا نبودن چگونه میتوان بود؟

هر کسی گمشده ای دارد و خدا نیز گمشده ای داشت پس انسان را افرید

(دکتر شریعتی با اندکی تصرف و خیلی تلخیص از خودم)

|+| نوشته شده توسط Saba در سه شنبه 1386/02/18  |
 

همه چيز در پايان خوب است. اگر خوب نباشد بدانيد که هنوز به نقطه پايان نرسيده است

|+| نوشته شده توسط Saba در دوشنبه 1386/02/10  |
 
سلام 

خواهر .برادرای خودم ببخشید که دیر اپ میکنم

ذیگه کنکوره و ۱۰۰۰۰ درد

برام دعا کنید لطفا

مرسی از همه که نظر میدن قول میدم تا جایی که بشه جوابشون رو سریع بدم ولی اگه نشد دلخور نشیدااا

بازم میگم دعا یادتون نره

یا حق

|+| نوشته شده توسط Saba در سه شنبه 1386/01/28  |
 
خدایا کمکم کن

 

کمک

|+| نوشته شده توسط Saba در چهارشنبه 1386/01/22  |
 روز مهم
دیروز روز مهمی بود اخه چند سال پیش همین موقعها یه اتفاق خیلی مهم افتاد

یه اتفاقی که خیلی ها منتظرش بودن اخه خییییییللللییییییی مهم بود

میدونین چی شد؟!!!!!!!!

تولدم مبارک

|+| نوشته شده توسط Saba در سه شنبه 1386/01/07  |
 
سال نوی همگی مبارککککککککککککککککککککککک

|+| نوشته شده توسط Saba در جمعه 1386/01/03  |
 دفن

 مردن آن نیست که درخاک سیه دفن شوم

مردن آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

|+| نوشته شده توسط Saba در یکشنبه 1385/12/27  |
 اندیشه
 انديشيدن به اينکه نميخواهم به تو بيانديشم هنوز به تو انديشيدن است.

پس بگذار بکوشم تا نيانديشم که نميخواهم به تو بيانديشم

|+| نوشته شده توسط Saba در دوشنبه 1385/12/14  |
 بگو گفتم یا نگفتم؟؟؟
 

be to goftam ghable raftanet age nabashi iek rooz mimiram az pa mioftam

beto goftam khodamo mikoshamo par mizanam too asemoona. begoo goftam ia nagoftam?

beto goftam zendeam ba nafase khiale cheshmat, cheshatam tanham gozashtan

hala man moondamo ashko boghzo aho axe pareie to o man, ?

  

mage bet nagofte boodam bito roozegare man tireo tare?

hala iadegare man bade safar kardane to tanabe dare

dige joon nadare dastam akhare ghesse reside

atre to mesle nafas bood vase in nafas boride

albate tanabe daro koshtano inasho badam miad vali dige shero nemishe avaz kard)o)

|+| نوشته شده توسط Saba در چهارشنبه 1385/12/09  |
 

 

HAPPY VALENTINE

|+| نوشته شده توسط Saba در چهارشنبه 1385/11/25  |
 قيام قيامت
روزي كه شد به نيزه سر آن بزرگوار
خورشيد سر برهنه برآمد ز كوهسار


موجي به جنبش آمد و برخاست كوه كوه

ابري به بارش آمد و بگريست زار زار

گفتي تمام زلزله شد خاك مطمئن

گفتي فتاد از حركت چرخ بي قرار


عرش آن چنان به لرزه درآمد كه چرخ پير
افتاد در گمان كه قيامت شد آشكار

آن خيمه اي كه گيسوي حورش طناب بود

شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار


جمعي كه پاس محملشان داشت جبرئيل

گشتند بي عماري و محمل شتر سوار


با آن كه سر زد آن عمل از امت نبي
روح الامين ز روح نبي گشت شرمسار

وان گه ز كوفه خيل الم رو به شام كرد
نوعي كه عقل گفت: «قيامت قيام كرد
»

محتشم كاشاني


پانوشت:
1.
ان بزرگوار: حضرت امام حسين (ع)
2.
خورشيد سربرهنه ...خورشيد سوگوارانه طلوع كرد. سربرهنه كردن، كنايه از عزادار بودن است
3.
خاك مطمئن: زمين آرام و ساكن. قدما زمين را ساكن و آسمان را در گردش مي دانسته اند. خاك در اين بيت مجازاً زمين است.
4.
منظور از چرخ بي قرار آسمان گردنده است
5.
آن خيمه اي كه ....شاعر به احترام، گيسوي حور را طناب خيمه ي اهل بيت امام حسين (ع) دانسته است.
حور. زن سياه چشم، زيبا روي بهشتي. بيت اشاره دارد به واژگوني و از هم پاشيدگي خيمه ي خاندان امام حسين (ع) به دست دشمنان.
6.
جمعي كه پاس ....گروهي (خاندان امام حسين) كه جبرئيل پاسدار كاروان آنان بود اكنون بر شتر بي محمل سوارند و به اسارت مي روند.
7.
روح الامين: جبرئيل
8.
خيل الم. لشكر درد، منظور زنان و كودكان امام حسين (ع) است كه با رنج و غم اسارت و از دست دادن عزيزانشان از كوفه راهي شام گشتند.

|+| نوشته شده توسط Saba در جمعه 1385/11/20  |
 هوا بس ناجوانمردانه سرد است!!!!!!!!!!!

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت،
                         .     سرها در گريبان است
كسي سر بر نيارد كرد، پاسخ گفتن و ديدار ياران را

نگه جز پيش پا را ديد، نتواند
كه ره تاريك و لغزان است.

وگر دست محبت سوي كس يازي،
به اكراه آورد دست از بغل بيرون ـ
كه سرما سخت سوزان است.

نفس كز گرمگاه سينه مي‌آيد برون، ابري شود تاريك؛
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت!
نفس كاين است، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديك؟

ـ« مسيحاي جوانمرد من!
                         اي ترساي پير پيرهن چركين
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي ...؟
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوي، در بگشاي!
منم، من، سنگ تيپا خورده رنجور
منم، دشنام پست آفرينش، نغمه ناجور.
نه از رومم، نه از زنگم، همان بي‌رنگ بي‌رنگم
بيا، بگشاي در، بگشاي! دلتنگم
حريفا، ميزبانا، ميهمان سال و ماهت، پشت در
                                  چون موج مي‌لرزد
تگرگي نيست، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي صحبت سرما و دندان است.

من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را كنار جام بگذارم.

چه مي‌گويي كه بيگه شد، سحرشد، بامداد آمد!
فريبت مي‌دهد،
              بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا! گوش سرما برده است،
              اين يادگار سيلي سرد زمستان است.
و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه‌توي مرگ‌اندود پنهان است!
حريفا! رو چراغ باده را بفروز،
              شب با روز يكسان است

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دستها پنهان.
نفس‌ها ابر، دلها خسته و غمگين،
درختان اسكلت‌هاي بلور آجين،
زمين دلمرده، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه،
زمستان است .....

خیلی این شعرو دوست دارم.شمام حتما خوشتون اومده
|+| نوشته شده توسط Saba در پنجشنبه 1385/11/05  |
 انتقام
گیرم که خلق را به فریبت فریفتی 

 با دست انتقام طبیعت چه می کنی؟؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط Saba در شنبه 1385/10/30  |
 سنگ قبر
 بر سنگ قبر من بنويسيد...:

 خسته بود  اهل زمين نبود نمازش شكسته بود   برسنگ قبر من بنويسيد شيشه بود   تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود   بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود   چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود   بر سنگ قبر من بنويسيد:

               اين درخت عمري براي هر تيشه و تبر دسته بود.

 

 bil-habil.blogfa.com)  mer30)

 

|+| نوشته شده توسط Saba در پنجشنبه 1385/10/14  |
 
نمیدونم زلزه اومد یا نه.ولی خدا رو شکر همه سالمن دیگه
|+| نوشته شده توسط Saba در جمعه 1385/09/24  |
 رویا
مردی خواب عجیبی دید . او در عالم رویا دید که نزد فرشتگان رفته و به کارهای آنها نگاه
می کند هنگام ورود ، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند
نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند ، باز می کنند و آنها را داخل
جعبه هایی می گذارند. مرد از فرشته‌ای پرسید : شما دارید چکار می کنید ؟
فرشته در حالیکه داشت نامه ی را باز می کرد ، جواب داد : اینجا بخش دریافت است ، ما دعاها و تقاضاهای مردم زمین را که توسط فرشتگان به ملکوت می رسد به خداوند تحویل
می دهیم.
مرد کمی جلوتر رفت . باز دسته بزرگ دیگری از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل
پاکت می گذارند و آنها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید : شماها چکار می کنید ؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت : اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمین می فرستیم
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته!!
مرد با تعجب از فرشته پرسید : شما اینجا چکار می کنی و چرا بیکاری ؟
فرشته جواب داد : اینجا بخش تصدیق جواب است . مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب تصد یق دعا بفرستند ولی تنها عده بسیار کمی جواب می دهند .

مرد از فرشته پرسید : مردم چگونه می توانند جواب تصدیق دعاهایشان را بفرستند ؟!
فرشته پاسخ داد : بسیار ساده است ، فقط کافیست بگویند :


خدایا متشكریم

|+| نوشته شده توسط Saba در پنجشنبه 1385/09/16  |
 bye????
میگن امشب قراره زلزله ی مصنوعی بیاد

همگی حلال کنین لطفا

agar raftam to yadam kon

 agar mordam to khakam kon

 agar mandam dar in donya

 be mehre khod to shadam kon

|+| نوشته شده توسط Saba در پنجشنبه 1385/09/16  |
 اي كاش

اي كاش دلتنگيهايم

پرنده اي مي شد كه بالهايش

پرواز مي دانست

و به ساحلي دور

به ساحل چشمانت مي نشست.

ديرگاهي است دست صدايت به لحظه هايم نمي رسد

و انتهاي يادت بغضي است هميشگي

اشنا با اشكهايم

 

|+| نوشته شده توسط Saba در دوشنبه 1385/09/13  |
 
 
بالا