" پرنده مردنی است "
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان میروم وانگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردنی است
emrooz azmoon dashtam
iekam aali dadam khoshhalam, emsalam ke konkooro
kei mishe az share in konkoor khalas shim
bezoodi ishalla
hey...
NIAZMANDE YARIE SABZETAN HASTAM doa konid plz..
giram bazam biaiee az asheghi bekhooni
giram ta donia donias bekhai pisham bemooni
rooze ghamam naboodi khoshit ba digaroon bood
?!!mano be ki forookhty?oon az ma behtaroon bood
??miai bia vali heif, heif dige kheiiiili dire
halake khateratet ieki ieki mimire
ki gofte bood ke tanham vaghty toro nadaram
bazam migam bedooni manam khodaee daram
bargashty amma engar to bakhty tooie bazi
???!!ghorooretam shekastan be chit dari minazi
اگه می دونستی قطره ی بارون وقت دور شدن از ابر چه حسی داشت...
اگه می دونستی یه بندر وقت رفتن کشتی ها چه تنها می شه...
اگه می دونستی اون درخت کاج وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین می شه...
اگه می دونستی که رفتنت چه آتشی بر جانم کشید..
اون وقت این قدر راحت نمی گفتی...
خداحافظ!!!!!!
بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند...
و گنجشکها جدی جدی می میرند...
و قلبها جدی جدی می شکنند...
و تو شوخی شوخی لبخند زدی ...
و من جدی جدی عاشق شدم...
چشم هايش را بست روي پلک هايش نوشته شده بود:
معرفت ندارم.
چشم هايش را که باز کرد، دوباره عاشقش شدم
چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد
من اگر ما نشوم تنهایم تو اگر ما نشوی خویشتنی
من اگر بنشینم ... تو اگر بنشینی ... چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
. چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن دون آویزد ؟
کوه باید شد و ماند .... رود باید شد و رفت .... دشت باید شد و خواند
حرف را باید زد .... درد را باید گفت
با من اکنون چه فراموشی ها ؟ ... با تو اکنون چه نشست ها ؟ چه
خاموشی ها ؟
تو مپندار که خاموشی من .... هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه بر می خیزند .... همه بر می خیزند
zard ast ke labrize haghaayegh shode ast
talkh ast ke ba dard movaafegh shode ast ...
PAAEIZ BAHAARIST KE AASHEGH SHODE AST
درضمن باید بگم که فکر نکنین نفسم از جای گرم بلند شده و اینارو رو هوا گفتم ،
یکی از دوستان گفتن:اگه از غرور رد شدی از شادی خودت رد شدی معنا شاد بودن معشوقه رو درک کردی به قول دکتر اون وقت دوستش داری و این دوست داشتن از عشق برتره ،قبول دارم کاملا
من اونی که فکر میکردم و داشتم ولی....از من بپذیرید که همیشه و هرجایی نباید غرورو شکست حتی به خاطر معشوق!!!!!
قبول ندارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟



