خورشيد سر برهنه برآمد ز كوهسار
موجي به جنبش آمد و برخاست كوه كوه
ابري به بارش آمد و بگريست زار زار
گفتي تمام زلزله شد خاك مطمئن
گفتي فتاد از حركت چرخ بي قرار
عرش آن چنان به لرزه درآمد كه چرخ پير
افتاد در گمان كه قيامت شد آشكار
آن خيمه اي كه گيسوي حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
جمعي كه پاس محملشان داشت جبرئيل
گشتند بي عماري و محمل شتر سوار
روح الامين ز روح نبي گشت شرمسار
وان گه ز كوفه خيل الم رو به شام كرد
نوعي كه عقل گفت: «قيامت قيام كرد»
محتشم كاشاني
پانوشت:
1. ان بزرگوار: حضرت امام حسين (ع)
2. خورشيد سربرهنه ...خورشيد سوگوارانه طلوع كرد. سربرهنه كردن، كنايه از عزادار بودن است
3. خاك مطمئن: زمين آرام و ساكن. قدما زمين را ساكن و آسمان را در گردش مي دانسته اند. خاك در اين بيت مجازاً زمين است.
4. منظور از چرخ بي قرار آسمان گردنده است
5. آن خيمه اي كه ....شاعر به احترام، گيسوي حور را طناب خيمه ي اهل بيت امام حسين (ع) دانسته است.
حور. زن سياه چشم، زيبا روي بهشتي. بيت اشاره دارد به واژگوني و از هم پاشيدگي خيمه ي خاندان امام حسين (ع) به دست دشمنان.
6. جمعي كه پاس ....گروهي (خاندان امام حسين) كه جبرئيل پاسدار كاروان آنان بود اكنون بر شتر بي محمل سوارند و به اسارت مي روند.
7. روح الامين: جبرئيل
8. خيل الم. لشكر درد، منظور زنان و كودكان امام حسين (ع) است كه با رنج و غم اسارت و از دست دادن عزيزانشان از كوفه راهي شام گشتند.

|
سلامت را نميخواهند پاسخ گفت، |


