خدا مارو برای هم نمیخواست فقط میخواست همو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی ما مال مانیست فقط خواست نیمه مونو دیده باشیم
تموم لحظه های این تب تلخ خدا از حسرت ما باخبر بود
خودش مارو برای هم نمی خواست خودت دیدی دعامون بی اثر بود
چه سخته مال هم باشیم و بی هم میبینم میری و میبینی میرم
تو وقتی هستی اما دوری ازمن نه میشه زنده باشم نه بمیرم
نمیگم دلخور از تقدیرم اما تو میدونی چقدر دلگیره این عشق!!!!!!!!!!!
فقط چون دیر باید میرسیدیم داره رو دست ما میمیره این عشق
تموم لحظه های این تب تلخ خدا از حسرت ما باخبر بود
خودش مارو برای هم نمی خواست خودت دیدی دعامون بی اثر بود

اینجا دل پاره میپسندند!!!!!!
شرمنده اگه تو این مدت درست وحسابی آپ نکردم
ازهمتون ممنون به خاطر نظرها و همدردیتون
امیدوارم بتونم وبلاگمو بهتر ازقبل کنم![]()
همیشه از ۳ ۴ روز قبل عید ذوق داشتم واسه چیدن سفره و....
اما امسال سفره ای نیست
ذوق و حوصله ای نیست
عیدی نیست
چون دیگه پدربزرگی نیست
خدایا
چقدر زود!!!!!!!!
چقدر زود دیرمیشه!!!!!!!

