همین دنیای تاریکم , همین تردید چشمامه
شبیه حس پژمردن , دچار شک و بی رنگی
من آرومم , تو تنهایی , حقیقت داره دلتنگی
.....................
وای
، باران
باران ؛
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟؟
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای
، باران
باران ؛
پر مرغان نگاهم را شست
خواب رؤیای فراموشیهاست
خواب را دریابیم
که در آن دولت خاموشیهاست!!
